محمد تقي جعفري
104
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
شايد براى اثبات اين گونه رابطه ميان بعضى از رويدادها احتياج به تفصيل زياد نداشته باشيم و كافى است اين حقيقت را در نظر بگيريم كه ظهور كردن يك حادثه بدون علت ، عبارت از به وجود آمدن يك شىء در خلا نيستى است كه در عرصهء وجود غير ممكن است . اين مطلب شبيه باينست كه مقدارى آب در ظرفى وجود داشته باشد و ما بسبب انداختن چيزى در آن آب موجى ايجاد كنيم ، خود تموج مفروض در عرصهء آبى به وجود ميايد كه تمام قطرات آن به يك ديگر مربوط است . در نتيجه هر يك از اجزاء موج و نوسان به يك ديگر مربوط و متصل مىباشد . اگر قانون عليت در روبناى جهان هستى را كه جلوه گاه مختلف « اين از آن است » مىباشد ، نپذيريم تمام علوم و شناسايى و كارهاى ما متزلزل مىگردد و نمىتوانيم حتى خواص حقيقى خود اشياء را ثابت كنيم ، معناى اين كه خاصيت آتش سوزاندن است ، اين است كه اگر با مادهء قابل احتراق تماس بگيرد مطابق خاصيت ذاتى خود ، در آن ماده ، احتراق ايجاد خواهد كرد . در حقيقت معلول يعنى خاصيت يك شيء بنام علت كه با ارتباط با اشياء ديگر ظهور و تفاعل پيدا كرده است . به اضافهء اين كه اصل حركت و تحول در روبناى عالم طبيعت و انسان بدون تكاپو و برخورد خواص با يكديگر امكان پذير نيست ، بنا بر اين يا بايد از تغير و تحول دست برداريم و يا رابطهء عليت را در روبناى دو قلمرو مزبور بپذيريم .